هالیوود و حمله به فرهنگ ایران
هنوز چند ماهی از اکران فیلم غیرواقعی و تحریف یافته 300 نگذشته بود که پرسپولیس اکران شد.
با نگاهی به چند ماه گذشته و مرور وقایع بعد از نمایش فیلم 300 و جنجال های بعد از آن شاید بتوان به این نتیجه رسید که حتی حجم وسیع اعتراضات هم نتوانسته هالیوود و صاحبانش را قانع کند که از دست اندازی به تاریخ قوم آریایی پرهیز کنند.
فیلم 300 داستان لشکرکشی پادشاه بزرگ و براساس مدارک مستند تاریخی عادل هخامنشی خشایار شاه به یونان است.
ولی فیلم دستخوش تغییر و تحولات زیادی بود مانند: زشت و بی قواره و البته وحشی نشان دادن سربازان ایرانی، پادشاهی دارای انحرافات جنسی و دیگر مواردی از اینچنین که البته در نقطه مقابل سربازان سوپرمن یونانی با فرماندهی که به یک زن عشق می ورزد و فرمانده تعدادی سرباز است که همگی درست کردارند.
بحث در مورد خود فیلم های 300 و یا پرسپولیس نیست که در مورد هر دوی آنها به اندازه کافی صحبت شده است بلکه نکته در همان حرف هایی است که بعد از اکران فیلم 300 زده شده است چندین سال قبل آمریکا با به نمایش درآوردن فیلم بدون دخترم هرگز زندگی بتى محمودى را طوری روایت کرد که گویی ایران جهنم است و پرچم سفارت آمریکا در ترکیه طلیعه بهشت ولی آنچنان در مورد آن فیلم حرف زده نشد گذشت تا 300 اکران شد و موقعیت جامعه چنان بود که همگان از فیلم ساز، تدوینگر، آهنگساز، نانوا، فرهنگستان هنر، اتحادیه تاکسیرانان، کارگردانان، انجمن در بلورها از سویی و اکثر چهره های سیاسی از سوی دیگر به ایراد سخن پرداخته و این فیلم را زشت غیر انسانی نامیدند و علیه اش حرف ها زدند.
ولی آیا این کافی بود؟ آیا حرف زدن و شعار دادن کافی است، آیا رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب بارها و بارها بر دوری جستن از شعارزدگی تاکید نکردند؟ آیا آمریکا به هدف خود رسیده است؟
آنچه که در این میان مهم است عدم کارآیی طولانی مدت اعلامیه ها اظهارات و قطع نامه های داخلی است گواه این حرف هم به حجم بالای اعتراضات به فیلم به طور عام و هالیوود و صاحبانش به طور خاص از مواضع ضدایرانی و عقب نشین کنند ولی تها بعد از چند ماه انیمیشن پرسپولیس در جشنواره معتبرى مانند کن فرانسه به روی پرده رفت.
فاجعه بارتر اینکه گویا آمریکا به مقاصد خود رسیده است یعنی سستی و کرختی و بی خیالی را حاکم کرده است دیگر از هجوم رسانه ای ایرانی ها بر علیه انیمیشن پرسپولیس که فیلمی کاملاً ضدایرانی و تحریف شده است.
خبری نیست شاید اگر در زمان اکران هجمه ای به نام 300 که تمدن چندهزارساله ایرانی را زیر سوال برد کمی اصولی تر و بنیانی تر فکر می کردیم حداقل این موضوع که فیلمی دیگر بر علیه ایران اکران شود کمی دیرتر اتفاق می افتاد و نه با فاصله زمانی 2 یا 3 ماه.
آنچنانی که در بالا ذکر شد گویا دیگر مطبوعات، خبرگزاری ها و افراد جامعه نسبت به این قضیه بی خیال شده اند و از اظهارنظرهای طولانی و جبهه گیری های آنچنانی خبری نیست و این آن چیزی است که غرب به دنبال آن است گسست فرهنگی.
وقتی درهای مرزی بسته می شود همواره نشان داده که در پی گسست های فرهنگی بوده است تا بتواند جامعه را به سمت آنچه که خود می خواهد سوق دهد.
شاید در این یادداشت نوک پیکان نقد به سمت هیچ کس نشانه نرفته باشد که اگر قرار بود کسی مورد نقد قرار گیرد طیف گسترده ای زیر سوال می رفت از مسئولان فرهنگی کشور تا مسئولان صداوسیما که بسیار بی تفاوت به این جریان و به این حرکت آرام غرب در سکوت فرو رفته اند.
به نظر می رسد آنچه که بسیار لازم است دفاع همه جانبه از فرهنگ ایرانی اسلامی ماست و بهترین راه مقابله به مثل است نه اینکه بی فرهنگی غرب را به رخ آنها بکشیم که این بر همگان واضح و مبرهن است بلکه با سخت فیلم هایی که پیشینه تاریخی ایران چه قبل و چه بعد از اسلام را نشان دهد به مقابله به آنها برویم.
در پایان نوینسده این یادداشت نظر خوانندگان را به ساخت انیمیشن تخت جمشید جلب می کند که قرار است پیشینه فرهنگی ما را نشان دهد ولی با کدام تکنیک ها و قدرت در ساخت انیمیشن قرار است به جنگ استودیوهای مجهز هالیوود برویم؟ هنوز نامعلوم است.
با نگاهی به چند ماه گذشته و مرور وقایع بعد از نمایش فیلم 300 و جنجال های بعد از آن شاید بتوان به این نتیجه رسید که حتی حجم وسیع اعتراضات هم نتوانسته هالیوود و صاحبانش را قانع کند که از دست اندازی به تاریخ قوم آریایی پرهیز کنند.
فیلم 300 داستان لشکرکشی پادشاه بزرگ و براساس مدارک مستند تاریخی عادل هخامنشی خشایار شاه به یونان است.
ولی فیلم دستخوش تغییر و تحولات زیادی بود مانند: زشت و بی قواره و البته وحشی نشان دادن سربازان ایرانی، پادشاهی دارای انحرافات جنسی و دیگر مواردی از اینچنین که البته در نقطه مقابل سربازان سوپرمن یونانی با فرماندهی که به یک زن عشق می ورزد و فرمانده تعدادی سرباز است که همگی درست کردارند.
بحث در مورد خود فیلم های 300 و یا پرسپولیس نیست که در مورد هر دوی آنها به اندازه کافی صحبت شده است بلکه نکته در همان حرف هایی است که بعد از اکران فیلم 300 زده شده است چندین سال قبل آمریکا با به نمایش درآوردن فیلم بدون دخترم هرگز زندگی بتى محمودى را طوری روایت کرد که گویی ایران جهنم است و پرچم سفارت آمریکا در ترکیه طلیعه بهشت ولی آنچنان در مورد آن فیلم حرف زده نشد گذشت تا 300 اکران شد و موقعیت جامعه چنان بود که همگان از فیلم ساز، تدوینگر، آهنگساز، نانوا، فرهنگستان هنر، اتحادیه تاکسیرانان، کارگردانان، انجمن در بلورها از سویی و اکثر چهره های سیاسی از سوی دیگر به ایراد سخن پرداخته و این فیلم را زشت غیر انسانی نامیدند و علیه اش حرف ها زدند.
ولی آیا این کافی بود؟ آیا حرف زدن و شعار دادن کافی است، آیا رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب بارها و بارها بر دوری جستن از شعارزدگی تاکید نکردند؟ آیا آمریکا به هدف خود رسیده است؟
آنچه که در این میان مهم است عدم کارآیی طولانی مدت اعلامیه ها اظهارات و قطع نامه های داخلی است گواه این حرف هم به حجم بالای اعتراضات به فیلم به طور عام و هالیوود و صاحبانش به طور خاص از مواضع ضدایرانی و عقب نشین کنند ولی تها بعد از چند ماه انیمیشن پرسپولیس در جشنواره معتبرى مانند کن فرانسه به روی پرده رفت.
فاجعه بارتر اینکه گویا آمریکا به مقاصد خود رسیده است یعنی سستی و کرختی و بی خیالی را حاکم کرده است دیگر از هجوم رسانه ای ایرانی ها بر علیه انیمیشن پرسپولیس که فیلمی کاملاً ضدایرانی و تحریف شده است.
خبری نیست شاید اگر در زمان اکران هجمه ای به نام 300 که تمدن چندهزارساله ایرانی را زیر سوال برد کمی اصولی تر و بنیانی تر فکر می کردیم حداقل این موضوع که فیلمی دیگر بر علیه ایران اکران شود کمی دیرتر اتفاق می افتاد و نه با فاصله زمانی 2 یا 3 ماه.
آنچنانی که در بالا ذکر شد گویا دیگر مطبوعات، خبرگزاری ها و افراد جامعه نسبت به این قضیه بی خیال شده اند و از اظهارنظرهای طولانی و جبهه گیری های آنچنانی خبری نیست و این آن چیزی است که غرب به دنبال آن است گسست فرهنگی.
وقتی درهای مرزی بسته می شود همواره نشان داده که در پی گسست های فرهنگی بوده است تا بتواند جامعه را به سمت آنچه که خود می خواهد سوق دهد.
شاید در این یادداشت نوک پیکان نقد به سمت هیچ کس نشانه نرفته باشد که اگر قرار بود کسی مورد نقد قرار گیرد طیف گسترده ای زیر سوال می رفت از مسئولان فرهنگی کشور تا مسئولان صداوسیما که بسیار بی تفاوت به این جریان و به این حرکت آرام غرب در سکوت فرو رفته اند.
به نظر می رسد آنچه که بسیار لازم است دفاع همه جانبه از فرهنگ ایرانی اسلامی ماست و بهترین راه مقابله به مثل است نه اینکه بی فرهنگی غرب را به رخ آنها بکشیم که این بر همگان واضح و مبرهن است بلکه با سخت فیلم هایی که پیشینه تاریخی ایران چه قبل و چه بعد از اسلام را نشان دهد به مقابله به آنها برویم.
در پایان نوینسده این یادداشت نظر خوانندگان را به ساخت انیمیشن تخت جمشید جلب می کند که قرار است پیشینه فرهنگی ما را نشان دهد ولی با کدام تکنیک ها و قدرت در ساخت انیمیشن قرار است به جنگ استودیوهای مجهز هالیوود برویم؟ هنوز نامعلوم است.
منبع : خبرگزاری شبستان
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۳/۲۴ ساعت 0:8 توسط همکاران
|
بیایید قدمی هرچند کوچک در راه اعتلای ایران عزیز برداریم